قانون ساماندهی مرزنشینان روی کاغذ وعده عدالت و اقتصاد پایدار را داده است اما در واقعیت مرزهای خراسان جنوبی شاهد نبرد میان بقای انسان و بروکراسیهای اداری است. مصطفی نخعی نماینده مردم نهبندان و سربیشه با زبانی صریح هشدار میدهد که اگر اجرای این طرحها به قیمت نابودی معیشت کولبران تمام شود نه تنها عدالت برقرار نشده بلکه جرمی در حق مردم مرزنشین مرتکب شدهایم. حقیقت تلخ این است که هر سازوکاری که منجر به تبعیض شود یا سفره مردم را کوچکتر کند مردود است و باید متوقف شود.
تراژدی تبعیض
بزرگترین ترس در اجرای هر قانون تبدیل شدن آن به ابزاری برای ثروتمند کردن عدهای خاص است. هدف از ساماندهی مرزنشینان ایجاد دکان و دستگاه برای بازرگانان نبود بلکه قرار بود راهی باشد برای بازگشت مهاجران و ماندگاری مردم در خاک وطنشان. اما وقتی در اجرای قانون تناقضات دیده میشود و برخی از مزایا بهرهمند میشوند و برخی دیگر در حاشیه میمانند حس بیعدالتی جایگزین امید میشود. این وضعیت خطرناک است زیرا نارضایتی در مناطق مرزی سریعتر از هر اتفاق دیگری رشد میکند و میتواند امنیت ملی را به مخاطره بیندازد.
امنیت در گرو شکم سیر
باید این حقیقت تاریخی را پذیرفت که هیچ رده نظامی یا امنیتی نمیتواند جایگزین حضور خانوارها در نوار مرزی شود. مرزنشینان تامینکنندگان واقعی امنیت هستند اما امنیت با شکم گرسنه تامین نمیشود. در حالی که تراکم جمعیت در مرزهای ما کم است نبود اشتغال باعث شده تا مردم این مناطق مجبور به مهاجرت شوند. اگر بخواهیم مرزها را امن کنیم باید ابتدا معیشت کولبران را تضمین کنیم. تجربه تلخ سالهای پیش در صادرات گازوئیل که به جای رسیدن درآمد به خانوادهها به محلی برای فساد تبدیل شد نباید در طرح جدید تکرار شود.
انگلهای مسیر توسعه
یکی از نقاط تاریک اجرای فعلی تعدد کارگزارانی است که بدون سابقه و تخصص تنها با داشتن کارت بازرگانی مجوز فعالیت گرفتهاند. این وضعیت باعث شده تا حمایتها به جای اینکه به دست کولبران برسد در جیب کارگزارانی برود که هیچ توفیقی در پیشبرد اهداف قانون نداشتهاند. اکنون زمان پاکسازی است. کارگزارانی که ناتوان بودهاند باید محترمانه اما سریع حذف شوند و تمام حمایتها پشت سر کسانی تجمیع شود که واقعاً در خدمت اقتصاد مرزی هستند.
راه رهایی از بنبست کولبری
برای اینکه کولبران از لبه تیغ خطر دور شوند باید نگاه ما به مرز تغییر کند. راه نجات تبدیل مرزهای خراسان جنوبی به قطبهای گردشگری تجاری است. الگوبرداری از مدلهای موفق غرب کشور و ایجاد باراندازهای مدرن و بازارچههای تخصصی برای فروش کالاهای مرزنشینان تنها راهی است که میتوان معیشت این مردم را از حالت اضطراری به یک اقتصاد پایدار تبدیل کرد. هدف باید این باشد که مرز نه فقط یک خط عبور کالای قاچاق بلکه مقصدی برای جذب سرمایه و گردشگر باشد تا کولبر از یک حامل بار به یک فعال اقتصادی تبدیل شود.
خط قرمز کالاهای اساسی
در کنار تمام توسعهها یک هشدار حیاتی وجود دارد که نباید نادیده گرفته شود. هرگونه تصمیمگیری در سطح استانی برای واردات کالاهای اساسی اگر منجر به ضربه زدن به معیشت خرد کولبران شود یک شکست استراتژیک خواهد بود. معیشت روزانه مردم مرز خط قرمز مطلق است و هیچ طرح استانی نباید به بهانه ساماندهی نان را از سفرههای این خانوادهها بگیرد. عدالت در تقسیم مزایا حتی اگر به قیمت اضافهکاری مسئولان یا تغییر کامل رویههای سخت اداری باشد یک ضرورت است زیرا تبعیض در توزیع منافع بذر نارضایتی را در خاک مرز میکارد.
تکلیف نهایی
ما نباید دست روی دست بگذاریم تا در مرکز دستورالعملی بنویسند که با واقعیتهای سخت نهبندان و سربیشه همخوانی ندارد. با تکیه بر ماده پنج قانون و قدرت شورای ساماندهی استان باید جسارت به خرج داد و سازوکارهای عادلانه را همینجا و در خاک خراسان جنوبی تعریف کرد. بیش از ۱۵ هزار خانوار مرزنشین منتظرند ببینند آیا این قانون برای نجات آنهاست یا برای تحمیل محدودیتهای جدید؟
اگر بخواهیم صادق باشیم قانون ساماندهی مرزنشینان در یک نقطه سرنوشتساز قرار دارد. یا ضوابطی تدوین میشود که عدالت در تقسیم مزایا میان تک تک این خانوارها رعایت شود یا این قانون تنها به یک اثر باستانی در بایگانیهای دولتی تبدیل خواهد شد. هرگونه تغییر رویه برای جلوگیری از تبعیض نه یک انتخاب بلکه یک تکلیف است. زمان آن رسیده است که مسئولان بپذیرند عدالت در مرز با دستورالعملهای خشک نوشته نمیشود بلکه با دیدن رنج کولبر و تامین امنیت معیشتی او به دست میآید.