
خراسان جنوبی گویی به ساعت صفر رسیده است؛ تلاقی عطش در رگهای زمین و هجوم بیامان آفات، پهنه خراسان جنوبی را به کانون یک وضعیت اضطراری ملی بدل کرده که هیچ شباهتی به بحرانهای پیشین ندارد. ما با یک رویارویی تمامعیار میان اراده حکمرانی و قهر طبیعت روبرو هستیم؛ جایی که امنیت غذایی در سایه بالهای ملخهای مهاجم به یغما میرود و تراز حیاتی آب شرب در مخازن به مرز فروپاشی کامل نزدیک میشود. این دیگر یک هشدار گذرا نیست بلکه نبردی استراتژیک برای بقا در جغرافیایی است که زیر فشار ناترازی انرژی و تنشهای اقلیمی نفسهایش به شماره افتاده و هرگونه تعلل در این کارزار بیولوژیک و هیدرولوژیک میتواند بهایی غیرقابل جبران بر پیکره تابآوری اجتماعی منطقه تحمیل کند.
وقتی آب «خط قرمز» میشود
در جغرافیایی که هر قطره آب حکم طلا را دارد، افت مخازن به زیر ۲۵ درصد، چیزی فراتر از یک هشدار فنی است؛ این یک وضعیت جنگی است. سید محمدرضا هاشمی، استاندار خراسان جنوبی، با ایستادن بر موضعی قاطع، تامین آب شرب را خط قرمز حاکمیت در استان اعلام کرد. اما این ادعا چگونه در میدان عمل محقق میشود؟
مدیرعامل آب و فاضلاب استان از یک ماراتن مهندسی سخن میگوید. افزایش ۳۰ درصدی مصرف در مرکز استان به دلیل گرمای بیسابقه، شریانهای حیاتی بیرجند را تا آستانه انسداد پیش برد. اما پاسخ فنی، سریع بود: تجهیز ۷ دستگاه الکتروپمپ جدید و حفر چاههایی که ۶۵ لیتر بر ثانیه به ظرفیت شهر اضافه میکنند. این پروژهها با پیشرفت ۶۰ درصدی، نشاندهنده یک تحرک جهادی در زیرساختهاست. اما نکته کلیدی، برخورد با انگلهای آبی است؛ باغویلاهایی که در اوج تنش آبی، ریههای سبز خود را با سهم آب شرب مردم سیراب میکنند. استاندار دستور برخورد بدون اغماض با انشعابات غیرمجاز را صادر کرده تا عدالت در توزیع، فدای رفاه عدهای معدود نشود.
تهاجم در سکوت
در حالی که نگاهها به لولههای خالی از آب دوخته شده، تهدید دیگری از سوی مرزها و اراضی کشاورزی در حال پیشروی است: ملخهای مهاجم. این هجوم، تنها یک پدیده طبیعی نیست، بلکه حملهای مستقیم به امنیت غذایی منطقه است. راهبرد جدید استان در قبال این بحران، خروج از شیوههای سنتی سمپاشی و ورود به عصر پایش هوشمند است.
تشکیل ستاد ویژه مقابله با ملخها، فراخوانی برای تمام دستگاههاست تا امکانات خود را در اختیار بخش کشاورزی قرار دهند. در اینجا، تکنولوژی به کمک مدیریت بحران میآید. استفاده از پهپادهای بومی و ظرفیت شرکتهای دانشبنیان برای شناسایی کانونهای تخمگذاری، نشاندهنده یک تغییر پارادایم در مبارزه با آفات است. دهیاران نیز در این ساختار، نقش دیده بانان پیشرو را ایفا میکنند. هدف روشن است: سرکوب آفت قبل از تبدیل شدن به بحرانی غیرقابل کنترل که مزارع و معیشت روستاییان را ببلعد.
«ایران من»؛ بازتعریف تابآوری
شاید مدرنترین بخش مدیریت بحران در خراسان جنوبی، نه در ابزارهای فنی، بلکه در ساختار اجتماعی آن نهفته باشد. محمدعلی آخوندی، مدیرکل مدیریت بحران، از انعقاد ۱۹ تفاهمنامه با بخش خصوصی پرده برداشته است. این یک انقلاب اداری است؛ واگذاری بخشی از وظایف حاکمیتی در زمان بحران به نهادهای مردمی و شرکتهای توانمند غیردولتی.
قرارگاه «ایران من» با تشکیل کمیتههای تخصصی همچون بازسازی، جبران خسارات و رسیدگی به امور مجروحان، نشان میدهد که مدیریت بحران در این استان، تکبعدی نیست. برپایی ۱۴۰ موکب و ۵۲ ایستگاه جهادی در نقاط پرتردد، تنها یک اقدام نمادین نیست؛ بلکه ایجاد یک شبکه توزیع خدمت و اطلاعرسانی است که سرمایه اجتماعی نظام را در برابر ناملایمتیها بیمه میکند. این مدل مشارکتی، پاسخی است به این پرسش که چگونه میتوان با بودجههای محدود، کارهای بزرگ انجام داد.
پارادوکس انرژی
خراسان جنوبی در میانه یک پارادوکس ایستاده است؛ از یک سو پتانسیل عظیم انرژیهای تجدیدپذیر و از سوی دیگر، ناترازی شدید در پیک مصرف. استاندار با نگاهی دوراندیشانه، توسعه نیروگاههای خورشیدی را به عنوان یک راهبرد پایداری مطرح کرده است. تبدیل شدن به قطب انرژی خورشیدی، نه تنها بار شبکه سراسری را کاهش میدهد، بلکه منبع درآمدی پایدار برای استان خواهد بود. اما مدیریت بحران به تابستان ختم نمیشود. هشدار برای ذخیرهسازی سوخت دوم در مرغداریها و دامداریها، نشان از آمادگی برای شوکهای سرمای زمستانی دارد. مدیریت هوشمند مصرف در ادارات و استفاده از سامانههای مانیتورینگ، پیامی روشن به بدنه دولت است: «صرفهجویی باید از خودمان شروع شود».
نان، گندم و اعتماد عمومی
در تحلیل نهایی، پایداری یک جامعه به اعتماد بند است. استاندار خراسان جنوبی به خوبی میداند که بحرانهای طبیعی نباید به بحرانهای اجتماعی تبدیل شوند. نظارت سختگیرانه بر قیمت نان و برخورد با نانواییهای متخلف، تلاشی برای محافظت از خط مقدم معیشت مردم است. از سوی دیگر، پیگیری مطالبات گندمکاران در سطح ملی، نشاندهنده درک عمیق مدیریت استان از چرخه تولید است. کشاورزی که با اعتماد به دولت، حاصل رنج خود را تحویل داده، نباید در پیچوخمهای اداری برای دریافت حق خود معطل بماند.
فراخوان برای ۲۰ درصد صرفهجویی
گزارشهای میدانی نشان میدهد که شهرهای طبس، فردوس و دیهوک با وجود سختیها، از وضعیت قرمز خارج شدهاند، اما این پایداری شکننده است. مدیرعامل آب و فاضلاب با صراحت از مردم خواسته است تا ۲۰ درصد در مصرف خود صرفهجویی کنند. این عدد، مرز بین پایداری شبکه و جیرهبندی است.
خراسان جنوبی، امروز در حال تجربه نوع جدیدی از مدیریت است که در آن پاسخگویی، حضور میدانی و ادعای شفافیت با مردم، سعی در جایگزین کردن گزارشهای فرمایشی دارد. اگر این استان بتواند از تابستان داغ ۱۴۰۵ و هجوم ملخها با موفقیت عبور کند، الگوی قرارگاه ایران من میتواند به عنوان یک سند ملی برای سایر استانهای درگیر بحران تدوین شود. اینجا، در شرق ایران، زندگی نه در سکوت، بلکه در غریو پیشرفت و مقابله با ناملایمتیهای طبیعت جریان دارد.