
در نظام قضایی سنتی، زندان نقطه پایانی برای متهم است؛ جایی که دیوارها بلندند و امیدها کوتاه. اما در چهار ماه نخست سال ۱۴۰۵، روایت متفاوتی در خراسان جنوبی نوشته شده است. روایتی که در آن، عدالت به معنای ترمیم هم است. کسب رتبه اول کشوری در پذیرش توبه متهمان، نشان از تغییری در نگاه قضات این استان دارد: نگاهی که به جای تمرکز بر جرم گذشته، بر انسان آینده سرمایهگذاری میکند.
رتبه اول در انسانیت
احمد قاسمی، دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان خراسان جنوبی، از دستاوردی سخن میگوید که در لایههای عمیقتر، به معنای بازگشت صدها انسان به آغوش خانوادههایشان است. رتبه اول کشوری در پذیرش توبه، به معنای آن است که در این استان، پذیرش بازگشت به یکی از اولویتهای قضایی تبدیل شده است. این رویکرد اصلاحی-تربیتی، متهم را از بنبست ناامیدی خارج کرده و به او یادآوری میکند که هیچ دیرباشی برای اصلاح وجود ندارد. وقتی قانون، ظرفیت توبه را فعال میکند، در واقع در حال کاهش آسیبهای اجتماعی و پیشگیری از تکرار جرم است؛ چرا که انسانی که حس کند جامعه او را پذیرفته، انگیزهای مضاعف برای تبدیل شدن به عضوی مفید پیدا میکند.
نظارت در قلب تاریکی
عدالت تنها در صدور حکم نیست، بلکه در کیفیت سپری کردن دوران محکومیت است. ۲ هزار و ۶۸۲ بازدید حضوری و الکترونیکی از زندانهای استان در چهار ماه اول سال، نشاندهنده استقرار یک نظارت سیستمی و فعال است. این حجم از بازدیدها به این معناست که زندانها دیگر محیطهایی دور از دسترس و محصور در سکوت نیستند. حضور میدانی و ارتباط مستقیم مسئولان قضایی با زندانیان، دیواره میان قدرت و مظلومیت را میشکند و شفافیت را جایگزین ابهامات میکند.
از نظارت تا کرامت
این بازدیدهای گسترده، تلاشی است برای صیانت از کرامت انسانی. وقتی دادستان و دستگاه قضایی، بدون واسطه با زندانی گفتگو میکنند، درخواستها سریعتر شنیده میشوند، مشکلات اجرایی برطرف میگردند و حق قانونی هر فرد، در برابر هرگونه تخلف، صیانت میشود. این رویکرد تحولی، زندان را از یک مکان صرفاً تنبیهی، به مرکزی برای بازپروری تبدیل میکند؛ جایی که نظارت دقیق، تضمینکننده این است که حقوق شهروندی حتی پشت میلهها نیز فراموش نشود.
پایان مسیر یا آغاز یک زندگی؟
دستگاه قضایی استان سعی دارد، پلی میان قانون و رحمت بسازد. اما ، یک پرسش بنیادین باقی میماند: آیا پذیرش توبه و نظارت سختگیرانه بر زندانها، به تنهایی برای تغییر سرنوشت یک متهم کافی است؟ یا اینکه جامعه باید آمادگی خود را برای پذیرش این انسانهای توبهکار افزایش دهد تا رتبه اول کشوری در پذیرش توبه، به رتبه اول در تغییر واقعی زندگی انسانها تبدیل شود؟ آیا ما به عنوان یک جامعه، همانقدر که از قانون میخواهیم ببخشد، آمادگی داریم که ما هم ببخشیم؟