
در تاریخ مدیریت جهادی، نامهایی میدرخشند که با حکم وجدان، میز را رها کردند و در عرصه دیگری نقش آفرین شدند؛ «محمد جوادی»، تنها شهردار شهید خراسان جنوبی است که ادای تکلیف و مسئولیت را در جبهه و جنگ معنا کرد.
به گزارش ایرنا آنان که در زندگی چند روزه دنیا به دنبال عافیت طلبی هستند، میز مدیریت پایان جستوجو برای آسایش و آغاز تکیه بر جایگاهی امن است؛ اما در فرهنگ مردانی که از خاک قناعت و ایمان سر برآورده اند، پست و عنوان جز ردایی سبک برای دویدن در میدان خدمت نیست. شهید «محمد جوادی»، اوایل دهه ۶۰ شهردار شهر اسلامیه در شهرستان فردوس بود که پیوند مدیریت شهری را با ایثار و شهادت در تاریخ این دیار جاودانه ساخت و اکنون از او به عنوان تنها شهردار شهید خراسان جنوبی یاد میشود. پذیرش سکانداری شهرداری «اسلامیه» توسط محمد جوادی در سالهای آغازین استقرار نظام اسلامی، نمونهای بارز از مدیریت انقلابی در مناطق مستعد و در عین حال نیازمند توسعه بود. او که پیش از ورود به شهرداری، روحیه خدمت بیمنت را در کسوت معلمی در روستاهای محروم دیار فردوس (همچون سرند، نَرم، نوده، کریمو و مصعبی) و احداث حمام، راه و مسجد برای اهالی تجربه کرده بود، به شهرداری به چشم یک بنگاه اداری صرف نگاه نمیکرد.
این شهید حتی در دوران تصدی مدیریت شهری نیز میدانی عمل کرد چرا که در خاطرات برادرش آمده است «با همان تواضع، کفشهای خاکی، دفتر را اداره میکرد. خودش برای کار مردم تا فرمانداری و استانداری پیگیری میکرد، به کارمندانش میگفت: ما خدمتگزار مردمیم، نه رئیسشان؛ هیچکس از او دلخور نبود؛ همیشه لبخند میزد و احترام پدر و مادرش را واجبترین وظیفه میدانست.»
شهید جوادی تربیت یافته مکتب پیرجماران بود چرا که همواره اعتقاد داشت ما مامور به انجام وظیفه هستیم نه نتیجه؛ پایبندی این شهید به آرمانهای انقلاب در مسند شهرداری، ریشه در سلوک سیاسی و مبارزاتی گذشتهاش داشت. وی شهریور ۱۳۳۴ در خاندانی روحانی چشم به جهان گشود، از دوره تحصیل در دبیرستان فردوسی و سپس در دوران سربازی و سپاه دانش، علم مخالفت با رژیم ستمشاهی را برافراشته بود. حمل و توزیع شبانه اعلامیههای حضرت امام خمینی(ره)، مبارزه علنی در فردوس و طنین تکبیرهایش در مسجد جامع اسلامیه، سرانجام پای او را به شکنجهگاهها و زندان وکیلآباد مشهد باز کرد؛ جایی که در دادگاههای نمایشی ارتش شاهنشاهی، مأموران را با روحیه پولادینش به ستوه آورد و خطاب به محافظان مسلح یادآور شد: «دستها را بستهاید، قلب را که نمیتوانید ببندید.»
چنین پیشینهای سبب شد تا پس از پیروزی انقلاب، حضور او در قامت شهردار اسلامیه نه با انگیزه کسب جاه و مقام، بلکه امتداد جهاد فیسبیلا… برای تثبیت انقلاب و خدمت به مردم باشد. شهید جوادی در سه نوبت حضور داوطلبانه در جبههها، دوشادوش رزمندگان اسلام جنگید؛ دلاوریهایش در عملیات فتح «تنگه حاجیان» و سپس رزم بیامانش در عملیات بزرگ «فتحالمبین» نام او را در زمره رزمندگان پیشرو تیپ ۲۱ امام رضا(ع) ثبت کرد. اوسیزدهم اردیبهشت ۱۳۶۱، بر اثر اصابت تیر به سرش در منطقه امالرصاص آسمانی شد. شاید زیباترین تعبیر از کارنامه زندگی تنها شهردار شهید خراسان جنوبی، نه در اسناد اداری و نه در خاطرات همکارانش، که در لایههای پنهان وصیتنامهاش نهفته است. او با خدای خود معاملهای کرد که در آن، هم پیروزی وعده داده بود و هم لقاء یار و در وصیتنامهاش اینگونه با ما و آیندگان سخن گفته است: «بدرستی که خدا از مؤمنین خریدار جان و مالشان و در عوض به ایشان بهشت را ارزانی داشت. آری ای برادران و خواهران و ای پدران و مادران که حاضر شدید با خدا معامله کنید و در عوض بهشت را به عزیزانتان و پارههای جگرتان ارزانی دارید، درود برشما که بر ما منت گذاشتید و رضایت دادید که بتوانیم در این صراط مستقیم و تحت فرمان یکی از پاکترین سلالههای پاک انبیاء و ائمه اطهار یعنی روح خدا، امام امت خمینی بت شکن، به جبهههای حق علیه باطل برویم و دین خود را به اسلام عزیز و حسین زمانمان رهبر انقلاب ادا کنیم و بدانید که اینجانب محمد جوادی که به عنوان سرباز جزء، حاضر شدم برای سومین مرحله حضور خود را در جبهه نمایان سازم بر این یقین در این امتحان الهی شرکت کردم که اگر پیروز شدم به زیارت آقا عبدا… الحسین در کربلا نایل و اگر انشاءا… به فیض شهادت رسیدم به دیدار آن حضرت خواهم رسید.»
پیکر شهید محمد جوادی امروز در آرامستان «بهشت اکبر» فردوس به خاک سپرده شده، اما رد مهربانیها و گامهای مخلصانهاش هنوز در جایجای این سرزمین زنده است؛ از دوران سربازی در سوز سرمای «سراب» آذربایجان شرقی و روزهای معلمی در «بالاچوببست» بابل گرفته، تا مدرسه ۱۵ خرداد روستای «سرند» و سرانجام، اسلامیه که هنوز خاطره شهردار بیادعای خود را از یاد نبرده است.