ما با یک پدیده غریب و فرساینده روبرو هستیم. ما در میانِ انبوهی از داشتهها زندگی میکنیم، اما تنها «خالی بودنِ ظرفمان» را میبینیم. ما در عصرِ «بیشازحد دیدنِ کمبودها» هستیم. عصری که در آن، چشمها دیگر توانِ دیدنِ نعماتِ جاری را ندارند و تنها بر «جاهای خالی» و «نبودهها» متمرکز شدهاند. امام علی(علیهالسلام) در یک اصلِ بنیادینِ تربیتی و الهی، ما را به این مهم توجه می دهند که: «الشُّکْرُ یُزِیدُ النِّعَمَ؛ شکرگزاری، سببِ زیاد شدنِ نعمت است». این سخن، تنها یک وعده معنوی برای پاداشِ الهی نیست، بلکه یک «قاعده هستیشناختی» است. شکرگزاری، یعنی «قدرشناسی» و «تمرکز بر داشتهها». وقتی توجهِ انسان بر آنچه دارد متمرکز شود، ظرفیتِ او برای دریافتِ بیشتر و بهرهمندیِ عمیقتر از آنچه دارد، افزایش مییابد. در مقابل، ناشکری، یعنی «تمرکز ذهنی بر خلاء»، که تنها منجر به تهی شدنِ روح و فرسایشِ نعمتهای موجود میشود. متأسفانه امروز، ما شاهدِ یک «توسعه بیسابقه در ناشکری» هستیم. به جایِ جشن گرفتنِ دستاوردهایِ بزرگ، در حسرتِ کوچکترینِ نداشتهها میسوزیم. ما در یک «سنجشِ ناعادلانه» گرفتار شدهایم. مدام در حالِ وزن کردنِ «نداشتهها» هستیم و از وزن کردنِ «داشتهها» باز میمانیم. اگر نگاهی منصفانه و واقعی به وضعیتِ زندگی، امنیت، زیرساختها و توانمندیهایِ ملی بیندازیم، خواهیم دید که «حجمِ داشتههای ما»، به مراتب از «حجمِ نداشتههای ما» بیشتر است. اما چرا این واقعیت را نمیبینیم؟ پاسخ در این است که دشمن زاویه دیدما را عوض کرده است. او خوب میداند که برایِ فروپاشیِ یک ملت، نیازی به تخریبِ فیزیکیِ تمامِ داراییها نیست. کافی است او را وادار کند که «داراییهایش را نبیند». جنگِ روانی دقیقاً هدفش، «تغییرِ زاویه دید» است. آنها با استفاده از رسانهها و بازنماییِ مداومِ نقاطِ ضعف، تصویری از یک «جهانِ ویرانشده» و «زندگیِ تهی» در ذهنِ ما میسازند. آنها میخواهند ما را در بنبستِ «حسرتِ نداشتهها» حبس کنند تا از «قدرِ داشتهها» غافل شویم. وقتی انسان در حسرتِ آنچه ندارد غرق شود، نه تنها نمیتواند از آنچه دارد استفاده کند، بلکه توانِ تلاش برای رسیدن به آینده را نیز از دست میدهد. ناشکری، در واقع، نوعی «کوریِ خودخواسته» است. وقتی ما فقط به «جاهای خالی» نگاه میکنیم، در واقع داریم به دشمنِ نفوذِ روانی کمک میکنیم تا «نقشه» خود را در ذهنِ ما ترسیم کند. باری، ناشکری، پلی است که ما را از «امنیت و استقلال» به سمتِ «بیثباتی و ناامیدی» میبرد. ما باید یاد بگیریم که «شکرگزاری»، یک «مقاومتِ فعالانه» است. شکرگزاری یعنی ایستادگی در برابرِ موجِ ناامیدی. یعنی تمرکزِ آگاهانه بر واقعیتهایِ مثبتِ موجود، حتی در میانِ چالشها. ما باید یاد بگیریم که نگاهِ خود را از «خلاءها» به سمتِ «امتیازات» معطوف کنیم. تنها از این طریق است که میتوانیم «اثرِ افزایشیِ شکر» را تجربه کنیم و از یک «جامعه حسرتزده» به یک «جامعه قدرشناس و پویا» تبدیل شود. بیایید ، دوباره «داشتهها» را بشماریم. بدانیم که هر آنچه داریم، اگر با «شکرگزاری» همراه شود، به «فراوانی» بدل خواهد شد. بگذارید نگاهِ ما، از «کره خالیِ دیدهها» به «لبریز بودنِ داشتهها» تغییر کند؛ چرا که این تنها راهِ نجات از تله جنگهایِ روانی و تنها مسیرِ رسیدن به شکوفاییِ دوباره است.