امروز خراسان جنوبی – محمدراعی فرد
اگر شما فقط یک دقیقه فرصت داشته باشید تا آخرین حرف تان را به تمام مردم بزنید، و بدانید بعد آن، با آمدن مرگ از این جهان مادی بیرون میروید، چه خواهید گفت؟من بارها این موقعيت راتصور کردهام و پاسخم نه شعار سیاسی و نه یک نصیحت اخلاقی بوده است. این یک دقیقه، نتیجهای است که بعد از سالها تحقیق ، مطالعه و زندگی با مسائل گوناگون ایران به آن رسیدهام. همه ی این تجربهها، با وجود تفاوتهایشان، من را برای آن یک دقیقه، به یک نقطه ی مشترک رساندهاند ریشه ی بسیاری از مشکلات ما، اقتصاد یا سیاست نیست اینها نشانه هستند نه علت.بحران اصلی ما، ضعیف شدن شخصیت انسان است انسانی که وقتی از درون تهی شود، قدرت، پول، ترس و منفعت به راحتی او را با خود میبرند. شاید بگویید این فشارهای اقتصادی و سیاسی است که مردم را به این جا رسانده که البته بیراه نیست. اما اگر فقط فشار، علت بود، همه ی آدمها باید یکسان رفتار میکردندچرا بعضیها، زیرِ همان فشارها حاضر نیستنددروغ بگویند، خیانت کنند یا شرافت شان را بفروشند، اما بعضیدیگر،خیلی زود تسلیم میشوند؟ فشار، انسان را امتحان میکند، اما شخصیت او را خلق نمیکند، فقط آن را آشکار میکند.اگر قرار است ایران دوباره ساخته شود، قبل از هر چیز، باید انسان ایرانی، دوباره ساخته شود انسانی که حقیقت را بر منفعت، مسئولیت را بر بهانه، و کرامت را بر ترس ترجیح بدهد. البته منظورم این نیست که اگر انسانها شریف باشند، دیگر با هم اختلاف فکری نخواهند داشت، برعکس! ممکن است دو انسان پاکدست و شرافتمند، درباره ی اقتصاد، سیاست یا دین، کاملا متفاوت فکر کنند، اما اگر اخلاق داشته باشند، خودشان را نمیفروشند و اگر روان سالمی داشته باشند، اختلاف را به دشمنی، نفرت، تحقیر و حذف یکدیگر تبدیل نمیکنند.جامعه، بیش از آن که به آدمهای همفکر نیاز داشته باشد، به انسانهای سالم و بالغ نیاز دارد انسانهایی که هم شخصیت دارند و هم روانی متعادل. من امروز، بعد از همه ی آن چه دیده و تجربه کردهام، هیچ نقطهای را بنیادیتر از این نمیشناسم که انسان ایرانی، باید از این تهیبودنِ درون و پوچبودن شخصیت، رها شود. و شاید تلخترین بخش ماجرا این باشد که این بنیادیترین مسئله، امروز هیج اهمیتی به آن داده نمی شود و در حاشیه قرار گرفته است. مسئلهای که نه موضوع اصلی رسانههاست، نه سیاستمداران، نه دانشگاهها و نه حتی گفتوگوهای روزمره ی خودمان…!!!