بیرجند 16 سپتامبر 2025 - 10 ماه پیش زمان تقریبی مطالعه: 1 دقیقه
کپی شد!
0

جان بیماران گروگان کمبود پزشک و دارو شکاف طبقاتی درمان

نه بیمار رضایت دارد و نه پزشک، نه دارو کافی است و نه منابع پایدار؛ این خلاصه‌ وضعیتی است که سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس آن را «سلامت طبقاتی» نامید. سلامت در ایران به وضعیتی رسیده که حتی مسئولان رسمی هم دیگر نمی‌توانند آن را بزک کنند؛ بیماران فقیر در میانه راه درمان جا می‌مانند و حتی پزشکان و پرستاران هم از شرایط ناراضی‌اند. در همین حال، مسئولان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند از کمبود پزشک متخصص و تلاش برای حفظ ذخیره داروهای حیاتی پرده برداشتند. تضادی که یک سوی آن وعده‌های پرطمطراق و سوی دیگرش واقعیت تلخ بیماران نشسته بر تخت‌های نیمه‌کاره درمان است.

جامعه‌ای سه‌پاره پشت درِ بیمارستان
«یک جامعه مرفه، یک جامعه ضعیف و جامعه‌ای بسیار فقیر»؛ این توصیف تند و بی‌پرده سلمان اسحاقی، سخنگوی کمیسیون بهداشت مجلس و نماینده مردم قائن و زیرکوه است. او می‌گوید: وعده رئیس‌جمهور مبنی بر نشستن همه پای یک سفره مشترک سلامت، حتی بعد از یک سال و نیم، کوچک‌ترین نشانه‌ای در عمل ندارد.
تفاوت بیمه‌های تکمیلی خود گواهی روشن از این شکاف است. خانواده‌هایی که توان خرید بیمه‌های طلایی دارند، بدون دغدغه دارو و خدمات می‌گیرند؛ اما در همان بیمارستان، بیمار دیگری تنها به دلیل نداشتن پول، درمانش نیمه‌تمام می‌ماند. اینجا سلامت بیش از هر زمان دیگری، آینه‌ای از فاصله‌های طبقاتی جامعه است.

منابعی که هیچ‌وقت کامل نمی‌رسد
به گفته اسحاقی، حتی آنچه قانون برای حوزه سلامت تعیین کرده، هیچ‌وقت به طور کامل تخصیص نمی‌یابد. سهم سلامت از هدفمندی یارانه‌ها و مالیات بر ارزش افزوده، هر سال کمتر از ۵۰ درصد پرداخت می‌شود. نتیجه این بی‌توجهی، چرخه‌ای معیوب است: بودجه ناکافی _ کمبود پزشک و پرستار _ فشار کاری و نارضایتی کادر درمان _ بی‌کیفیتی خدمات _ نارضایتی بیماران. سؤال اساسی که او مطرح می‌کند این است: «آیا دولت اجازه می‌دهد منابع درمان برداشته و صرف آموزش شود؟» پاسخ روشن است: نه منابعی برای کیفیت وجود دارد و نه برای کمیت؛ و همین، برنامه‌های افزایش ظرفیت پزشکی را به طرحی نیمه‌کاره و پرخطر بدل کرده است.

بحران ملی با چهره محلی
در سطح ملی، هشدار درباره کمبود پزشکان متخصص بارها تکرار شده است، اما وقتی این هشدارها به استان‌هایی مانند خراسان جنوبی می‌رسد، عمق بحران بیشتر نمایان می‌شود.
معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند در برنامه میز خبر رادیو، به صراحت عنوان می کند: «کمبود پزشکان متخصص در سراسر کشور وجود دارد و در برخی رشته‌ها از جمله اطفال و بیهوشی در استان رو به افزایش است.» کمبود در رشته‌های حساس، به معنای آن است که کودکان و بیماران نیازمند جراحی با تأخیر درمان می‌شوند یا ناچارند کیلومترها راه طی کنند تا به شهری بزرگ‌تر برسند.
مشوق‌هایی مانند اسکان، رفت‌وآمد و پرداخت مطالبات برای جذب متخصصان، بیشتر شبیه مسکّنی موقت است تا درمانی ریشه‌ای. تجربه سال‌های اخیر نشان داده است که بدون تأمین منابع پایدار، این متخصصان یا نمی‌آیند یا خیلی زود استان را ترک می‌کنند.
دارو؛ میان وعده و واقعیت
نماینده مردم قائن و زیرکوه هشدار داد که کمبود داروهای ضدسرطانی به معضل جدی تبدیل شده است. هرچند کیانی، معاون غذا و دارو دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، می گوید: «ذخایر مورد نیاز برای شش ماه آینده پیش‌بینی شده و تاکنون هیچ داروی ویژه‌ای اعلام کمبود نشده»، اما پرسش مهم اینجاست: آیا استان می تواند کمبود ملی در زمینه یک داروی خاص را پس از پایان سهمیه و ذخایر استانی تأمین کند؟ در این بزنگاه، چه بر سر بیمار سرطانی خواهد آمد؟
واقعیت این است که حتی وقتی ذخیره دارو وجود دارد، دسترسی عادلانه و توزیع به‌موقع آن تضمین نشده است. از سوی دیگر، گرانی دارو باعث می‌شود بسیاری از خانواده‌ها توان تکمیل دوره درمان را نداشته باشند. این همان جایی است که «سلامت طبقاتی» معنا پیدا می‌کند: دارو هست، اما نه برای همه.

دستگاه‌های نو، بیماران خسته
احمدی، معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی بیرجند، خبر از به‌روزرسانی تجهیزات استان می دهد: «دستگاه‌های جدیدی مانند سیتی آنژیوگرافی و سی‌تی‌اسکن راه‌اندازی شده و به‌زودی دستگاه پیشرفته اسپکت سی‌تی‌اسکن نیز افزوده می‌شود.» اما در عین حال این را هم می گوید که بیماران فردوس هنوز به دلیل خرابی MRI و سی‌تی‌اسکن در انتظارند. هر چند بهره مندی یک استان کمتر برخوردار و دور از مراکز درمانی پیشرفته از تجهیزات مدرن، مطالبه چندین ساله مردم خراسان جنوبی است اما آیا همه اقشار می توانند از خدمات این تجهیزات به شکلی برابر بهره‌مند شوند؟
این تصویر دوگانه به خوبی نشان می‌دهد که توسعه تجهیزات در یک بخش، به معنای رفع مشکل در کل استان نیست. بیماران فردوس چه سودی از دستگاهی پیشرفته در بیرجند می‌برند، وقتی شهر خودشان هنوز با تخت خالی و دستگاه خاموش دست‌وپنجه نرم می‌کند؟

زخمی پنهان اما عمیق
اسحاقی هشدار می‌دهد: «اگر کیفیت پایین بیاید، حتی اگر صد برابر ظرفیت پزشکی افزایش یابد، خروجی آن بی‌اعتمادی بیشتری نسبت به نظام سلامت به وجود می‌آورد.»
این بی‌اعتمادی وقتی خطرناک‌تر می‌شود که بیماران می‌بینند وعده‌های ذخیره دارویی و تجهیزاتی در سطح کلان داده می‌شود، اما در سطح محلی آن‌ها هنوز در صف‌های طولانی و با هزینه‌های سنگین درمان می‌شوند. اعتماد عمومی به نظام سلامت، سرمایه‌ای است که اگر فرسوده شود، بازسازی‌اش بسیار دشوار خواهد بود.

خطری که آرام و پیوسته پیش می‌رود
امروز صحبت از کمبود پزشک و داروست، فردا شاید صحبت از تعطیلی بخش‌های بیمارستانی یا مهاجرت گسترده متخصصان باشد، مهاجرتی که همین حالا حتی در سطح پرستاران آغاز شده است. اگر منابع پایدار برای سلامت تعریف نشود، اگر بیمه‌های طبقاتی همچنان فاصله میان مردم بگذارند و اگر نگاه ملی به واقعیت‌های استانی گره نخورد، بحران سلامت به بحرانی اجتماعی و حتی امنیتی بدل خواهد شد. بیماران تنها هزینه درمان را نمی‌پردازند؛ آن‌ها هزینه بی‌برنامگی و بی‌توجهی سال‌ها را هم با جان و مال خود حساب می‌کنند.

نویسنده
مدیریت سایت
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات