اجتماعي: 14 سپتامبر 2026 - 3 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد!
0

استان درآستانه تسلیم در برابر موج خاکستری بمب ساعتی جمعیت

در حالی که شهر بیرجند و شهرستان‌های پیرامون آن در سکوتی ظاهری به سر می‌برند، آماری پشت درهای بسته سازمان بهزیستی بالاتر می رود، آماری که زنگ خطر را برای آینده اجتماعی و اقتصادی استان به صدا درآورده است. خراسان جنوبی، سرزمینی که روزگاری با شور جوانی و صدای کودکانش شناخته می‌شد، اکنون در حال گذار به سوی دنیایی است که در آن رنگ موهای سفید، رنگ غالب جامعه را تشکیل می‌دهد. وقتی صحبت از ۹۱ هزار سالمند می‌شود، موضوع هزاران داستان از تنهایی، بیماری، نیاز به مراقبت و دردی است که در پشت لب‌های لرزان پنهان شده است. این استان اکنون با چالشی روبروست که اگر امروز برای آن راهکار بنیادین نیابد، فردا به بحرانی تبدیل خواهد شد که هیچ بودجه‌ای قادر به مهار آن نخواهد بود.

چهره واقعی تنهایی
مدیرکل بهزیستی خراسان جنوبی، در دومین نشست شورای سالمندان استان و در حضور رئیس سازمان بهزیستی کشور، پرده از واقعیاتی برداشت که لرزه بر اندام هر تحلیل‌گری می‌اندازد. بر اساس گفته حمیدرضا گازرانی، حدود ۸ درصد از جمعیت استان را سالمندان تشکیل می‌دهند، اما نگاهی دقیق‌تر به جزئیات، ابعاد تراژیک این وضعیت را روشن می‌کند.
در میان این جمعیت، ۴ هزار و ۳۷۶ سالمند در انزوای مطلق به سر می‌برند؛ افرادی که نه همسری برای تقسیم غم‌ها دارند و نه فرزندانی که در روزهای سخت تکیه‌گاهشان باشند. از سوی دیگر، ۲ هزار و ۲۱۳ نفر از سالمندان در وضعیت همسرگیری هستند که احتمالاً هر دو با چالش‌های پیری دست و پنجه نرم می‌کنند. تلخ‌تر از آن وضعیت ۱۱ هزار و ۷۸۲ سالمند عضو خانوار زیرپوشش است که در تقاطع فقر و پیری، روزگاری دشوار را سپری می‌کنند. همچنین ۶۸۱ زن سالمند، در حالی که سال‌های جوانی را به خدمت خانواده گذرانده‌اند، اکنون در سنین پیری سرپرست خانوار شده و باری مضاعف را بر دوش می‌کشند و ۳ هزار و ۳۶۷ نفر از سالمندان استان با معلولیت دست و پنجه نرم می‌کنند؛ یعنی ترکیبی مرگبار از پیری و ناتوانی جسمی.

رتبه‌های کاغذی و واقعیت‌های میدان
خراسان جنوبی از نظر شاخص سالمندی در رتبه بیست و دوم کشور قرار دارد و جمعیت سالمندان استان 56/10 درصد کل جمعیت را شامل می‌شود. حمیدرضا گازرانی با اشاره به کسب رتبه‌های اول تا سوم کشوری در حوزه دبیرخانه سالمندان از سال ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۳، بر موفقیت‌های اداری تأکید می‌کند. اما پرسش اساسی این است: آیا این رتبه‌ها در زندگی روزمره آن سالمندی که در یک روستای دورافتاده سربیشه یا در کوچه‌های تنگ بشرویه زندگی می‌کند، تغییری ایجاد کرده است؟
در حال حاضر، استان دارای ۱۸ مرکز اقامتی، پنج مرکز روزانه، پنج مرکز شبانه‌روزی، ۲ مرکز ویژه بانوان، ۲ مرکز مراقبت در منزل و چهار مرکز توانبخشی است. اما وقتی با حجم جمعیت سالمند و پراکندگی جغرافیایی استان مقایسه شود، مشخص می‌شود که ظرفیت‌های فعلی تنها قطره‌ای در برابر اقیانوس نیازهاست. تکیه بر سند ملی سالمندان ۱۳۹۹ و سند استانی ۱۴۰۲، گامی در جهت قانونی کردن خدمات است، اما فاصله میان سند بر روی کاغذ و خدمات در خانه سالمند، هنوز کیلومترهاست.

چرخش‌ یا تغییرات صوری؟
بهزیستی استان ادعا می‌کند که با ابلاغ ۱۳ چرخش تحول‌آفرین که ۸ مورد آن مستقیماً به حوزه سالمندی مربوط می‌شود، در حال تغییر رویکرد است. هدف این است که از سیاست‌های متمرکز و متصلب به سمت رویکردهای مشارکت‌جویانه حرکت شود. گماشتن مشاوران معلول برای فرمانداران، استاندار و شهرداران و استفاده از ظرفیت بنیاد فرزانگان، در ظاهر گامی مثبت برای بازگرداندن حق تصمیم‌گیری به جامعه هدف است. اما چالش اصلی، انتقال از رویکرد مرکزگرا به خانواده‌محور است. اجرای برنامه‌هایی از سال ۱۴۰۴ در پنج شهرداری، یا ایجاد خانه امید بازنشستگان، تلاش‌هایی است برای اینکه سالمند را در محیط گرم خانواده و جامعه حفظ کنند. اما در جامعه‌ای که فرزندان برای یافتن کار مهاجرت می‌کنند، مفهوم خانواده‌محور چگونه می‌تواند عملی شود وقتی خانه‌ها خالی شده و تنها صدای تیک‌تاک ساعت در گوش سالمندان می‌پیچد؟

شهر دوستدار سالمند
در میان این تاریکی‌ها، نقطه روشنی در شهرستان بشرویه ایجاد شده است. طرح شهر دوستدار سالمند در این شهر، برخلاف اقدامات سطحی گذشته، بر پایه مطالعه دقیق و نیازسنجی است. حسین بلالی، شهردار بشرویه، معتقد است که شناسایی شکاف میان نیازهای سالمندان و وضعیت موجود محیط شهری، کلید ارتقای کیفیت زندگی این قشر است.
این پروژه که در سه فاز پیش‌بینی شده و اکنون در فاز دوم (مطالعات میدانی) قرار دارد، با همکاری دفتر ارتباط با صنعت و معاونت تحقیقات دانشگاه علوم پزشکی پیش می‌رود. انتخاب یک محله مسکونی و یک محله گردشگری برای مطالعه، نشان‌دهنده نگاه جامع به شهر است تا سالمندان حتی در محیط‌های توریستی نیز احساس تعلق کنند. موفقیت بشرویه باعث شده است قاین نیز برای اجرای این طرح اعلام آمادگی کرده؛ جایی که در قاین، پروپوزال این طرح به ستاد مربوطه ارسال شده تا شهرها از حالت سخت و بتنی خارج شده و با نیازهای لرزش دست‌ها و ویلچرها سازگار شوند.

از گلدوزی تا اپلیکیشن‌های دیجیتال
در حوزه توانمندسازی، کسب رتبه سوم کشوری در طرح توانمندسازی زنان سالمند، نشان‌دهنده ظرفیت‌های پنهان زنان پیر این استان است. ایجاد مرکز تولید حمایتی ویژه سالمندان و کارگاه اشتغال در سربیشه برای ۱۸ مددجو، تلاشی است برای تبدیل سالمندی مخاطره‌آمیز به سالمندی فعال.
همزمان، بهزیستی استان را به سوی دنیای دیجیتال می‌برد. پیگیری برای راه‌اندازی اپلیکیشن ارائه خدمات سالمندی توسط یک شرکت دانش‌بنیان استانی، نشان می‌دهد که حتی در سنین پیری، تکنولوژی می‌خواهد پلی برای کاهش فاصله میان سالمند و خدمات باشد. اما آیا سالمندی که در روستاهای دورافتاده حتی به برق و آب پایدار دسترسی ندارد، می‌تواند از اپلیکیشن‌های هوشمند برای نجات خود استفاده کند؟

نسل‌های مهربان
یکی از ظریف‌ترین برنامه‌های بهزیستی، طرح نسل‌های مهربان است. تلاشی برای پیوند میان تجربه خاکستری سالمندان و شور سبز نوجوانان. در دنیایی که تکنولوژی، نسل‌ها را از هم جدا کرده، بازگرداندن نوجوانان به کنار سالمندان برای شنیدن حکمت‌های زندگی، می‌تواند درمانگر هر دو نسل باشد. اگر این طرح با موفقیت اجرا شود، شاید بتوانیم از تنهایی مفرط سالمندان در آینده بکاهیم.

وقتی زمان به پایان می‌رسد
تمام این برنامه‌ها، سندها و رتبه‌های کشوری، در برابر یک حقیقت ساده و تکان‌دهنده کمر خم می‌کنند: سرعت پیر شدن جامعه خراسان جنوبی بسیار بیشتر از سرعت توسعه خدمات بهزیستی است. ما با موجی از سالمندی روبروییم که هیچ ترمز یا سدی در برابرش نیست. باید هشدار داد که اگر امروز تنها به مراکز اقامتی و نمایشگاه‌های فصلی اکتفا کنیم، در دهه آینده با بحران گسترده‌ای از سالمندان رها شده و فشار خردکننده بر سیستم بهداشت و درمان مواجه خواهیم شد. ۹۱ هزار نفر تنها آغاز این مسیر است. اگر زیرساخت‌های حمایتی، مالی و انسانی به طور ریشه‌ای تغییر نکند، تمامی این چرخش‌های تحول‌آفرین تنها جملاتی زیبا در گزارش‌های سالانه خواهند ماند.
سؤالی که اکنون در فضای اتاق‌های مدیریت بهزیستی و استانداری معلق است و کسی جرأت پاسخ دادن به آن را ندارد این است: وقتی این ۹۱ هزار نفر به جمعیت بیشتری تبدیل شوند و تعداد مراقبان جوان کاهش یابد، چه کسی قرار است دست‌های لرزان آن‌ها را بگیرد؟ آیا شهرها واقعاً دوستدار سالمند می‌شوند یا ما فقط در حال تماشای پیر شدن تدریجی استانی هستیم که فرزندانش را گم کرده و اکنون باید با خاطراتشان سر کند؟ زمان در حال گذشت است و هر ثانیه‌ای که در تردید بگذرد، یک سالمند دیگر در گوشه‌ای از این استان، در تنهایی مطلق، به انتظار فردا می‌نشیند؛ فردا را که شاید هرگز برایش مهربان نباشد.

نویسنده
مدیریت سایت
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!