آرشیو 20 اکتبر 2026 - 2 روز پیش زمان تقریبی مطالعه: 6 دقیقه
کپی شد!
0

حوادث/ سناریوی سرقت ۱۰۰ میلیاردی مرد همسایه از صـرافی/ تله سیاه سارق حرفه‌ای با طعمه مدلینگ /ناپدید شدن مردی با چند کیلو طلا /با این پیامک ساده، تمام حساب‌های بانکی خود را از دست می‌دهید  /فرار نافرجام قاچاقچی شیشه‌ای

سناریوی سرقت ۱۰۰ میلیاردی مرد همسایه از صـرافی

بر اساس خاطره‌ای از سرهنگ بهمن گورانی

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ صبح یک روز تعطیل مرد صراف برای انجام برخی کارهای عقب‌افتاده با دو پسرش راهی صرافی‌اش شد. می‌خواست تا ظهر نشده کارها را انجام دهد و به خانه برگردد. به مقابل صرافی که رسید ریموت کرکره را زد و وارد شد، پشت سر او دو پسر کوچکش هم داخل رفتند چون می‌دانست روز تعطیل مشتری نمی‌آید در را از پشت قفل نکرد. چند لحظه بعد همان‌طور که سرش پایین و مشغول نوشتن در دفتر و حساب و کتابش بود ناگهان در باز شد. با شنیدن صدای در سرش را بالا آورد و می‌خواست بگوید تعطیل هستیم که مردی نقابدار را با اسلحه کلتی مقابل خود دید.
ناخودآگاه به دو کودکش نگاه کرد، هر دو از ترس در جایشان میخکوب شده بودند. مرد مسلح همان‌طور که اسلحه را به سمت مرد صراف گرفته بود با صدایی بم گفت «در گاوصندوق را باز کن.»
مرد جوان که مقدار زیادی پول و سکه و ارز داخل گاوصندوقش بود، گفت: «بخش زیادی از این پول‌ها مال من نیست، دوستانم به امانت داخل گاوصندوق مغازه من گذاشته‌اند، لطفاً به آنها کاری نداشته باش فقط اموال خودم را ببر، به من و بچه‌هایم هم کاری نداشته باش.»
اما دزد نقابدار، انگار نشنید که او چه گفته است، این بار با لحنی تهدید‌آمیز گفت: «در گاوصندوق را باز کن.» مرد جوان آرام آرام به طرف دیگر میز رفت. از یک طرف می‌دانست اگر تسلیم مرد مسلح شود تا آخر عمر هم نمی‌تواند پول مردم را برگرداند از طرف دیگر نگران جان بچه‌هایش بود، با خود فکر کرد می‌تواند با یک خیز بلند و سریع اسلحه را از سارق بگیرد چون قد و هیکلش چندان بزرگ نبود، اما همین که به طرف او پرید ناگهان صدای شلیک تیر، سکوت مغازه را درهم شکست. مرد صراف در حالی که خون از گلویش بیرون می‌زد روی زمین افتاد و دو پسرش هم با دیدن این صحنه گریه‌کنان خود را روی پیکر خونین پدر انداخته بودند.
مرد نقابدار وقت را تلف نکرد، شروع به گشتن جیب‌های مرد زخمی کرد و کلید گاوصندوق را برداشت، وقتی در را باز کرد با عجله 33 بسته یورو، 14 بسته دلار و مقداری ارز کشورهای دیگر را داخل کوله‌پشتی‌اش ریخت و در چشم‌برهم‌زدنی از آنجا فرار کرد.
پسر 7 ساله مرد صراف فریادکنان خود را به خیابان رساند و با دیدن یک مغازه که باز بود درخواست کمک کرد. طولی نکشید که مأموران کلانتری و اورژانس راهی محل شده و مرد مجروح به بیمارستان منتقل شد.

نجات از مرگ
با اینکه تیر به گردن او اصابت کرده بود، اما مرد جوان به خواست خدا و با تلاش کادر درمان، از مرگ، جان به در برد. وقتی دوست و آشنا از این ماجرا باخبر شدند برای ملاقات وی به بیمارستان می‌رفتند و در این میان یکی از همسایه‌های مرد صراف به نام شهرام نیز از همان دقایق اولیه به بیمارستان رفته و شب و روز در بیمارستان به پرستاری از او مشغول بود. او وضع مالی خوبی داشت و در بازار کاسبی می‌کرد.
وقتی پرونده این سرقت مسلحانه به کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی تهران سپرده شد، چون مرد صراف قادر به صحبت نبود دو پسر کوچکش به شرح ماجرا پرداختند اما مشخصاتی که آنها از سارق دادند کمک زیادی به مأموران نکرد، چرا که چهره‌اش را پوشانده بود و سرتا پا لباس مشکی به تن داشت. حالا نوبت به دوربین‌ها بود، بازبینی دوربین‌ها ورود مرد نقابدار را به داخل صرافی ثبت کرده بودند، اما باز هم چهره‌اش قابل مشاهده نبود.
در این سرقت دو موضوع توجه تیم تحقیق را جلب کرد: اول اینکه سرقت در روز تعطیل رخ داده بود و سارق می‌دانسته که مرد صراف آن روز به مغازه‌اش می‌رود و دوم اینکه وقتی مرد نقابدار وارد صرافی شده بلافاصله از او درخواست کلید گاوصندوق را کرده بود و این نشان می‌داد که او می‌دانسته گاوصندوق با کلید باز می‌شود و رمزی نیست. کنار هم قرار دادن مدارکی که در صحنه سرقت به دست آمده بود، این فرضیه را برای کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی مطرح کرد که سرقت از سوی فردی آشنا صورت گرفته است.
به همین دلیل فهرستی از آشنایان و دوستان مرد صراف تهیه شد که نام شهرام، همسایه‌اش نیز در میان آنها بود. با اینکه از نظر ظاهر و وضع مالی، نمی‌شد شهرام را در مظان اتهام قرار داد اما آنچه باعث شد مأموران کمی به او شک کنند این بود که شهرام از زمانی که مرد صراف در بیمارستان بستری شده بود خود را به او رسانده و مدام پیش او بود و از او به شکلی خاص و ویژه پرستاری و مراقبت می‌کرد، به نحوی که باعث تعجب خانواده مرد صراف شده بود.

بازگشت با کوله‌پشتی سارق
تحقیقات کارآگاهان ادامه داشت و در شاخه دیگری از تحقیقات، کارآگاهان به بازبینی دوربین‌ها پرداختند. تمامی دوربین‌های اطراف صرافی مورد بازبینی قرار گرفت. دوربین‌ها نشان می‌داد که لحظاتی بعد از رسیدن مرد صراف و بچه‌هایش به مغازه، موتورسیکلتی با دو سرنشین در چند متری خودروی آنها توقف کرده بود. سارق مسلح از موتورسیکلت پیاده شده اما نفر دوم که او نیز صورت و دست‌هایش را کاملاً پوشانده بود روی موتورسیکلت روشن منتظر همدستش می‌ماند. با پایان سرقت، سارق هراسان و با سرعت خود را به او رسانده و هر دو از محل متواری شدند.
این موضوع حکایت از آن داشت که مردان مسلح از لحظاتی قبل او را زیر نظر داشتند. با این احتمال، کارآگاهان سراغ دوربین‌های مداربسته اطراف خانه مرد صراف رفتند. دوربین‌ها نشان می‌داد زمانی که مرد صراف سوار بر خودرواش خانه را ترک کرده، موتورسواران نقابدار او را تعقیب کرده و در فاصله معینی از او حرکت می‌کردند.
ظاهر و جثه دومین متهم پرونده، شباهت زیادی به شهرام، همسایه مرد صراف داشت، با این حال هنوز مدارک آنقدر محکم و مستند نبودند که بتوان با آنها کسی را محکوم کرد و انگشت اتهام به سمت او گرفت.
اما بازبینی دوربین‌های اطراف خانه مرد صراف، سرنخ دیگری به دست مأموران داد. آنها تمام فیلم‌های آن روز را مورد بازبینی قرار دادند. ساعتی بعد از سرقت مسلحانه، شهرام سوار بر همان موتورسیکلت و در حالی که همان کوله‌پشتی همراهش بود به خانه‌اش بازگشت.حالا دیگر تکه‌های پازل این سرقت کم‌کم تکمیل می‌شد.

سارق 10 هزار دلاری
با هماهنگی‌های قضایی، شهرام بازداشت شد، او که هرگز تصور نمی‌کرد این ماجرا برملا شود خیلی زود لب به اعتراف گشود و زمانی که مقابل افسر پرونده قرار گرفت، گفت: «من از نظر مالی هیچ مشکلی ندارم و حتی می‌توانم بگویم جزو مرفهین هستم. خانه ما طبقه پایین خانه مرد صراف است و همین موضوع باعث شد که رابطه ما باهم شکل بگیرد. در رفت‌و‌آمدهایی که با او داشتم از کار و کاسبی‌مان می‌گفتیم و او هم بدون آنکه متوجه شود، خیلی از مشخصات کارش را در اختیار من قرار می‌داد. مثلاً به من گفته بود گاوصندوقش کلیدی است و رمزدار نیست. یا گاوصندوق را در کجای مغازه قرار داده است.»
او ادامه داد: «ماجرای سرقت زمانی به فکرم خطور کرد که مرد صراف به من گفت یکی از همکارانش مقدار زیادی دلار و یورو به عنوان امانت در اختیارش قرار داده و او هم آنها را داخل گاوصندوقش گذاشته است. این ماجرا مرا وسوسه کرد تا پولدار‌تر شوم و برای این کار یک سارق اجیر کردم. مرد جوانی که در این کار حرفه‌ای بود و در فضای مجازی برایش اسلحه سفارش دادم. البته قرار نبود از سلاح استفاده کند و شرط ما بر این بود که از اسلحه فقط برای ترساندن استفاده کند. شب قبل که پیش مرد صراف بودم او به من گفته بود صبح روز بعد (روز حادثه) قرار است به صرافی برود و کارهای عقب‌افتاده‌اش را انجام دهد و این بهترین فرصت برای سرقت بود. چون کارمندانش نبودند و به واسطه تعطیلی روز جمعه، کسبه و مغازه‌داران اطراف هم به محل کارشان نمی‌آمدند. به همراه اصغر، سارق اجیرشده به آنجا رفتیم و من پشت موتور منتظر ماندم تا اصغر سرقت را انجام داد. برای این کار به او 10 هزار دلار دادم. من با کیف حاوی ارزهای سرقتی که حدود 100 میلیارد تومان ارزش داشت، راهی خانه شدم. برای اینکه کسی به من شک نکند، از همان ساعات اولیه خودم را به بیمارستان رساندم و مراقب او بودم. البته با این کار می‌خواستم از مسیر تحقیقات هم مطلع شوم و بفهمم پلیس تا چه حد به من و اصغر نزدیک شده است.» اعترافات مرد ثروتمند، کارآگاهان اداره یکم را به سارق مسلح رساند و او خیلی زود بازداشت شد و راز سرقت 100 میلیارد تومانی از مرد صراف با گذشت چند روز در حالی که هیچ ردی در صحنه وجود نداشت، برملا شد.

 

 

 

هشدار فوری پلیس فتا!

با این پیامک ساده، تمام حساب‌های بانکی خود را از دست می‌دهید

پیامک تلفن همراه
مراقب پیامک‌های جعلی عکس یادگاری باشید! پلیس فتا هشدار داد که کلاهبرداران با ارسال لینک نصب برنامه اندرویدی، گوشی شما را آلوده و حساب‌هایتان را خالی می‌کنند. جزئیات را بخوانید.

جام جم آنلاین – پلیس فتا در بیانیه‌ای هشداردهنده، از شیوه جدید کلاهبرداران سایبری پرده برداشت که با استفاده از پیامک‌های حاوی پیشنهاد نصب برنامه‌های اندرویدی برای مشاهده «عکس‌های یادگاری»، اقدام به سرقت اطلاعات و حساب‌های بانکی شهروندان می‌کنند.

⚠️ هشدار امنیتی فوری

فریب ترفند «عکس یادگاری» را نخورید؛ کلاهبرداران در کمین گوشی شما هستند!

فتنه در پیامک‌های ساده

به گزارش منابع خبری، پلیس فتا در پیامکی که امروز به شهروندان ارسال شد، با لحنی هشداردهنده از مردم خواست در برابر پیامک‌های مشکوک بی‌احتیاطی نکنند. طبق این هشدار، کلاهبرداران از یک ترفند بسیار ساده اما پرخطر استفاده می‌کنند: ارسال پیامکی که کاربر را ترغیب می‌کند تا یک فایل یا برنامه اندرویدی را برای مشاهده تصاویر خاطره‌انگیز یا یادگاری نصب کند.

حتی آشنایان هم ممکن است کلاهبردار نباشند!

نکته بسیار حیاتی و تکان‌دهنده در این هشدار، احتمال آلوده بودن گوشیِ خودِ فرستنده است. پلیس فتا تأکید کرد که کلاهبرداران ممکن است ابتدا گوشی یکی از نزدیکان یا آشنایان شما را آلوده کنند و سپس از طریق حساب کاربری و شماره تماس او، پیامک‌های جعلی برای لیست مخاطبان وی ارسال نمایند. بنابراین، صرفِ اینکه پیام از طرف یک دوست یا آشنا ارسال شده، تضمینی بر امنیت آن نیست.

پیامک

هدف نهایی: تخلیه حساب‌های بانکی

این برنامه‌های مخرب اندرویدی، به محض نصب، گوشی را به یک جاسوس تبدیل می‌کنند که قادر است تمامی اطلاعات حساس، رمزهای عبور و دسترسی به اپلیکیشن‌های بانکی را تحت کنترل بگیرد. پلیس فتا بار دیگر تأکید کرد: «هرگز به پیامک‌هایی که درخواست نصب برنامه اندرویدی دارند اعتماد نکنید و از کلیک بر روی لینک‌های مشکوک بپرهیزید.»

 

 

ناپدید شدن مردی با چند کیلو طلا

مردی که از ترس دستبرد دزدان به خانه اش، طلاهایش را داخل کیف قرار داده و هر روز با خودش حمل می کرد، به طرز مشکوکی ناپدید شده و تیم تحقیق را در برابر یک معمای پیچیده قرار داده است.

طلا

 این مرد میانسال، آخرین بار برای رفتن به محل کارش از خانه اش در یکی از محله های پایتخت خارج شد اما دیگر برنگشت. خانواده اش نیز ماجرای ناپدید شدن او را به پلیس اعلام کردند و تحقیقات آغاز شد.

بررسی ها نشان می داد که مرد میانسال از مدت ها قبل، به دلیل ترس از جنگ و تخریب خانه اش یا دستبرد دزدان به خانه اش، طلاهایش را داخل کیفش می گذاشت و هر کجا می رفت، از سرکار گرفته تا برای خرید یا مهمانی با خودش حمل می کرد. او آخرین بار سوار بر یک خودروی سواری در نقش مسافر شده و پس از آن ناپدید و موبایلش خاموش شده است. هم اکنون جست وجو برای شناسایی راننده خودرو و رازگشایی از معمای ناپدید شدن مرد میانسال ادامه دارد.

 

 

 

فرار نافرجام قاچاقچی شیشه‌ای

قاچاقچی شیشه‌ای
دستگیری قاچاقچی ۵۰کیلو شیشه، کلاهبردار ۵۸هزار یوانی، باند سرقت لاستیک کامیون و سارقی که از ۲۵خودرو در خیابان طوس سرقت کرده بود، مهم‌ترین اخبار پلیس تهران در ۲۴ساعت گذشته است.
به گزارش خبرنگار جام‌جم، در پرونده اول، قاچاقچی حرفه‌ای که پس از کشف محموله ۵۰‌کیلوگرمی شیشه از سوی پلیس به یکی از شهر‌های اطراف تهران فرار کرده بود، در نازی‌آباد به دام افتاد؛ ماجرا از زمانی آغاز شد که ماموران در یکی از شهر‌های اطراف تهران، محموله ۵۰کیلویی شیشه را کشف و راننده حامل آن را دستگیر کردند. راننده مدعی شد تنها وظیفه جابه‌جایی مواد را برعهده داشته و محموله متعلق به فرد دیگری است. با اعلام موضوع به پلیس اطلاعات تهران، تحقیقات برای یافتن متهم ادامه یافت و رد او در محله نازی‌آباد به‌دست آمد. اما با موتورسیکلت از آنجا فرار کرد. ماموران با بستن مسیر، او را دستگیر کردند. متهم به پلیس شهر محل کشف محموله تحویل داده شد.
 کلاهبرداری با وعده ترخیص فوری کالا‌های چینی 
وعده ترخیص سریع کالا از گمرک، دستمایه کلاهبرداری ۵۸هزار یوانی مردی شد که مدعی بود ارتباطاتی در گمرک دارد، اما پس از دریافت پول، ناپدید شد و تاجر مالباخته را به پلیس آگاهی کشاند.
شاکی با مراجعه به پایگاه دهم پلیس آگاهی گفت: با مردی آشنا شدم که ادعا می‌کرد می‌تواند با استفاده از ارتباطاتش در گمرک، کالای خریداری شده از چین را ترخیص کند. ۵۸‌هزار یوان به او پرداخت کردم، اما وقتی خبری از ترخیص کالا و بازگشت پول نشد، فهمیدم کلاهبردار است. سرانجام روز پنجم مهر متهم از سوی پلیس در جنت‌آباد دستگیرشد. متهم در بازجویی‌ها به کلاهبرداری اعتراف کرد. درادامه همدستش تحت تعقیب قرار گرفت.
 سرقت لاستیک کامیون با نیسان آبی 
در پرونده دیگر، سه سارق که با یک نیسان آبی بدون پلاک به انبار لاستیک خودرو‌های سنگین دستبرد می‌زدند، هنگام آماده شدن برای سرقتی دیگر در شهرک یاس دستگیر شدند. دستگیری آنها، ماموران را به مالخری در جنوب تهران رساند که لاستیک‌های سرقتی را خریده بود. پرونده با شکایت مردی آغاز شد که به کلانتری ۱۴۱ شهرک گلستان رفت و خبر داد سه حلقه لاستیک و تیوب کامیون از انبارش به سرقت رفته. بررسی دوربین‌های مداربسته نشان داد سه مرد با یک نیسان آبی بدون پلاک دست به سرقت زده‌اند. ماموران هنگام گشت‌زنی در شهرک یاس، نیسان مورد نظر را در حال زاغ‌زنی شناسایی و آن را توقیف و متهمان بازداشت شدند. آنها در بازجویی‌ها به سرقت اعتراف کردند و گفتند لاستیک‌ها را به مالخری در جنوب تهران فروخته‌اند. مالخر بازداشت و لاستیک‌ها و تیوب‌های سرقتی در بازرسی از خانه او پیدا شد. بررسی سوابق متهمان نشان داد یکی از آنها از قبل تحت تعقیب بوده و دادسرای سرقت برایش حکم جلب صادر کرده است.
 اعتراف سارق خیابان طوس 
خیابان طوس برای چند ماه به محل جولان سارقی تبدیل شده بود که لوازم داخل خودرو‌ها را هدف قرار می‌داد؛ سرقت‌هایی که با افزایش شکایت مالکان، ماموران کلانتری مهرآباد را به تکاپو انداخت و سرانجام به دستگیری متهم و اعتراف او به ۲۵فقره سرقت منجر شد. ماموران گشت‌زنی در ساعت‌های وقوع سرقت را افزایش دادند تا این‌که به مردی مشکوک شدند که در خیابان طوس رفت‌وآمد می‌کرد. تعقیب نامحسوس او، ماموران را به محل رفت‌وآمد یکی از مجرمان سابقه‌دار رساند. پلیس که فرصت را برای دستگیری مناسب می‌دید، وارد محل شد و متهم را به دام انداخت. سارق پس از انتقال به کلانتری، به سرقت لوازم داخل ۲۵خودرو در خیابان طوس اعتراف کرد. ماموران با دستور قضایی به خانه او رفتند و تعدادی ضبط و باند سرقتی کشف کردند.

 

 

 

تله سیاه سارق حرفه‌ای با طعمه مدلینگ؛ بیهوش کردن طعمه‌ها با قهوه مسموم و سرقت طلا!

سارق
مرکز اطلاع‌رسانی پلیس تهران بزرگ از دستگیری سارقی حرفه‌ای خبر داد که با انتشار آگهی‌های دروغین مدلینگ در فضای مجازی، بانوان را به دام انداخته و پس از بیهوشی با قهوه مسموم، طلا و اموالشان را به سرقت می‌برد.

جام جم آنلاین – فضای مجازی بار دیگر بستر وقوع پرونده‌ای سیاه شد؛ پرونده‌ای که در آن یک سارق حرفه‌ای با سوءاستفاده از جذابیت‌های شغل مدلینگ، نقشه سرقت‌های سریالی خود را از بانوان تهرانی اجرا می‌کرد. با هوشیاری ماموران پلیس پایتخت، این متهم در یک عملیات غافلگیرانه دستگیر شد و به جرائم خود اعتراف کرد.

آغاز ماجرا از کلانتری ۱۳۲ نبرد

ماجرای این پرونده زمانی کلید خورد که چند تن از بانوان با مراجعه به کلانتری ۱۳۲ نبرد، از سرقت طلاجات، وجه نقد و اموال باارزش خود توسط مردی ناشناس شکایت کردند. با توجه به تشابه در شگرد پرونده‌ها، موضوع به صورت ویژه در دستور کار ماموران قرار گرفت.

شگرد سیاه متهم؛ از آگهی فریبنده تا قهوه مسموم

بررسی‌های اولیه پلیس نشان داد متهم با انتشار آگهی‌های وسوسه‌انگیز و کاملاً جعلی تحت عنوان «جذب مدل و همکاری در پروژه‌های تبلیغاتی» در شبکه‌های اجتماعی، طعمه‌های خود را شناسایی می‌کرده است. او پس از جلب اعتماد قربانیان، قرار ملاقاتی را حضوری هماهنگ می‌کرد.

شگرد خطرناک این سارق در مرحله بعد اجرا می‌شد؛ متهم با تعارف قهوه یا نوشیدنی‌های حاوی مواد دارویی و بیهوشی، قربانیان را از هوش می‌برد و در فرصتی مناسب، تمام طلاجات، پول نقد و لوازم باارزش آنان را به سرقت می‌برد.

پایان خط در تور پلیس

پس از تجمیع شکایات و چهره‌زنی‌های تخصصی، ماموران با بهره‌گیری از سرنخ‌های موجود موفق شدند هویت اصلی متهم را شناسایی کنند. با طراحی یک نقشه دقیق و استفاده از شگرد «طعمه‌گذاری و برنامه‌ریزی عملیاتی»، متهم در کمین پلیس گرفتار و در یک عملیات ضربتی دستگیر شد.

اعترافات و معرفی به مراجع قضایی

متهم در بازجویی‌های اولیه و مواجهه با مستندات غیرقابل انکار، به ارتکاب سرقت‌های سریالی و فریب طعمه‌های خود اعتراف کرد. پرونده این متهم پس از تکمیل تحقیقات مقدماتی برای سیر مراحل قانونی به مرجع قضایی ارجاع شد.

پلیس پایتخت ضمن هشدار به شهروندان، بار دیگر تأکید کرد که کاربران فضای مجازی به ویژه بانوان، به هیچ وجه به آگهی‌های فاقد مجوز و ناشناس اعتماد نکنند تا طعمه شیادان و سارقان نشوند.

 

ناگفته‌های قتل‌عام در برج معروف شهرک غرب

داماد خشمگین در جریان جنایتی هولناک، ۳ نفر را به قتل رساند و به زندگی خودش پایان داد.

قتل

به گزارش همشهری ساعت ۹ صبح دیروز، پلیس پایتخت در جریان جنایتی خانوادگی در طبقه هفدهم برج معروفی در شهرک غرب قرار گرفت. دقایقی بعد تیمی از کارآگاهان به همراه قاضی محمدی، کشیک قتل تهران در صحنه جنایت حاضر شدند. آنها در داخل آپارتمان طبقه ۱۷، با صحنه هولناکی مواجه شدند. در سالن پذیرایی و کنار میز صبحانه پیکر نیمه‌جان زنی سالخورده و دختر ۴۵ساله‌اش روی زمین افتاده بود. در قسمت راهرویی که به اتاق خواب منتهی می شد، جسد بی‌جان سرایدار برج به چشم می‌خورد که آن روز برای نظافت به آنجا مراجعه کرده بود. در یکی از اتاق خواب‌ها جسد خونین مردی ۷۵ ساله به چشم می خورد و در اتاق دیگری جسد مردی حدودا ۵۸ ساله پیدا شد که به نظر می‌رسید عامل اصلی این جنایت بوده و پس از شلیک به افراد دیگر، با شلیک گلوله به سرش خودکشی کرده بود.

در تحقیقات اولیه معلوم شد که این مرد پیش از خودکشی، با استفاده از دو کلت کمری به پدرزن، مادرزن، همسرش و سرایدار برج شلیک کرده بود. پدرزن و سرایدار برج در دم جان باخته بودند اما مادرزن و همسر قاتل هنوز نفس می‌کشیدند که به سرعت به بیمارستان منتقل شدند. با این حال مادرزن نیز به دلیل شدت جراحات جان باخت. بررسی‌های حکایت از این داشت که عامل جنایت، سر میز صبحانه با همسر و مادرزنش دچار درگیری لفظی شده و با برداشتن دو قبضه کلت کمری از داخل کمد این جنایت را رقم زده است. این در حالی بود که در زمان وقوع جنایت فرزند ۱۴ ساله آنها در مدرسه حضور داشته است. همچنین بررسی‌ها نشان داد که این مرد همسر دیگری هم داشته که در حقیقت همسر اول او بوده و در محل دیگری زندگی می‌کرده است. اما اینکه چرا وی با همسر دومش و خانواده او دچار اختلاف شده و آنها را به گلوله بسته بود، هنوز مشخص نیست. به گفته بستگان، این زوج در ظاهر مشکلی با یکدیگر نداشتند و تحقیقات در این پرونده ادامه دارد.

نویسنده
صبا حیدری
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!