شهر در محاصره قفسه هایی است که از سنگینی بار کالا خم شده اند اما در سوی دیگر جیب هایی قرار دارند که از سبکی نای نفس کشیدن ندارند. این حکایت انبارهای لبریز و دست های خالی است؛ حکایت پارادوکس عجیبی که در آن کالا هست اما توان لمس کردنش برای خیلی ها دست کم از میانه ماه نیست. جایی که آمارها از پیروزی بر قحطی سخن می گویند اما نقدینگی چون روحی گریزان از کالبد اقتصاد خانواده ها رخت بربسته است. این تبلور یک بحران پنهان است؛ بحرانی که در آن فراوانی کالا پشت سد بلند فقر نقدینگی متوقف شده است.
انبار های لبریز و سکوت بازار
استاندار خراسان جنوبی با اطمینان از انباشت کالا سخن می گوید و تاکید دارد: اقلام اساسی نظیر روغن برنج و شکر به میزان کافی تامین شده و هیچ نگرانی در این زمینه وجود ندارد. اما این آرامش آماری تنها نیمی از حقیقت است. در حالی که عالی ترین مقام دولت در استان از تامین کالا به عنوان یک دستاورد یاد می کند، سایه سنگین رکود بر سر بازار سنگینی است. کالاهایی که در انبارها روی هم چیده شده اند قرار بود زینت بخش سفره ها باشند نه شاهدان عینی ناتوانی خرید مردمی که میان اولویت اجاره خانه و خرید برنج درمانده اند. سید محمدرضا هاشمی می گوید: این بازدیدها به منظور رصد میدانی وضعیت تامین و نحوه توزیع انجام شده است اما حقیقت میدان فراتر از موجودی انبارها در چشم های نگران پدری است که قیمت ها را با موجودی کارت بانکی اش تراز می کند و باز هم عقب می ماند.
تازیانه قیمت بر پیکر نقدینگی
تامین کالا تنها بخشی از مدیریت بازار است؛ این جمله ای است که استاندار بر آن پافشاری می کند. اما حقیقت گزنده تر آن است که تامین کالا بدون در نظر گرفتن قدرت خرید، مشکلی را حل نمی کند و تنها به انباشت کالا در ویترین ها می انجامد. وقتی نقدینگی در میان مردم به حداقل رسیده حتی اگر کوهی از برنج و اقیانوسی از روغن هم فراهم باشد نتیجه ای جز حسرت نخواهد داشت. مدیریت بازار نباید تنها به معنای پر کردن انبارها باشد؛ بلکه باید به معنای دسترس پذیر کردن کالا برای لایه های رنج دیده جامعه باشد. در شرایطی که تورم، ارزش ریال را به یغما برده کالای فراوان گران قیمت داغی است بر دل محرومان نه مرهمی بر زخم معیشت شان.
طلای زرد در چنبره وعده ها
در میان این هیاهوی فراوانی، حکایت گندم کاران داغی دیگر است. برآوردها نشان می دهد امسال حدود ۵۰ هزار تن گندم در استان برداشت خواهد شد که بیش از ۳۵ هزار تن آن به مراکز خرید تضمینی تحویل می شود. اما این برکت زمین برای کشاورز با دلهره همراه است. هاشمی با بیان اینکه یکی از دغدغه های مهم گندم کاران موضوع پرداخت مطالبات است از مکاتبات با معاون اول رییس جمهور خبر می دهد. اما مکاتبه برای کشاورزی که تمام دارایی اش را به امید نقدینگی به موقع زیر خاک ریخته، نان نمی شود. سازمان برنامه و بودجه مکلف به پرداخت شده است اما تا زمانی که این نقدینگی به سفره گندم کار نرسد آمار ۳۵ هزار تنی خرید چیزی جز یک عدد در کارنامه های اداری نخواهد بود. کشاورز نقدینگی می خواهد تا دوباره نفس بکشد نه دستورالعملی که در راهروهای پایتخت خاک می خورد آن هم در شرایطی که ریال امروز با فردا، تومنی صنار فرق دارد.
سایه سنگین احتکار بر سر انصاف
در حالی که اکثریت بازاریان منصف و همراه هستند اما کشف دو انبار احتکار و ثبت هفت پرونده تخلف نشان از فساد ریشه داری دارد که در سایه ضعف نظارت های پیشگیرانه رشد می کند. هاشمی هشدار می دهد که برخورد با هرگونه اخلال در بازار قاطع و بدون اغماض خواهد بود. اما سؤال اینجاست: وقتی کالای اساسی در انبارها موجود است و مردم مانند قبل توان خرید ندارند، احتکار برای چه انجام می شود؟ آیا این احتکار تلاش زالوصفتان برای مهندسی دوباره قیمت ها نیست؟ گران تر شدن و کاهش بیشتر و بیشتر توان خرید مردم. نظارت مستمر و موثر بر بازار باید پیش از آنکه به جریمه و پلمب برسد، مانع از احساس ناامنی روانی در جامعه شود.
مدیریت مصرف یا مدیریت ندارم ها؟
استاندار با قدردانی از نقش بانوان در مدیریت اقتصادی خانواده ها مدیریت صحیح مصرف و پرهیز از خریدهای هیجانی را عامل آرامش بازار می داند. اما این دعوت به پرهیز زمانی معنا می یابد که گزینه ای برای خرید وجود داشته باشد. برای بسیاری از مردم خرید نکردن دیگر یک انتخاب هیجانی نیست بلکه یک اجبار مطلق است. مردم خریدهای هیجانی نمی کنند چون پولی برای هیجان ندارند. دعوت به مدیریت مصرف برای کسی که در تامین حداقل های زندگی مانده، مسئولیت بازگرداندن قدرت خرید به جامعه را زیر سؤال می برد. چه کسی در کشور باید تورم را کنترل و این شتاب افسار گسیخته را مهار کند؟ چون باید این واقعیت را پذیرفت: بسیاری از مردم توانایی خرید ندارند؛ نه مانند همین یک ماه یا حتی چند روز قبل.