یادداشت و سرمقاله 31 اکتبر 2026 - 3 ساعت پیش زمان تقریبی مطالعه: 0 دقیقه
کپی شد!
0

شهید فهمیده، معلمِ مدرسه شجره طیبه

در محاسباتِ سرد و خشکِ سیاستِ بین‌الملل، قدرت تنها با «توازنِ تسلیحات» یا «توازنِ اقتصادی» سنجیده می‌شود؛ اما در معادلاتِ شرق و در قلبِ تپنده‌ ایران، ما با نوعی از قدرت روبرو هستیم که از جنسِ «حماسه وجودی» است. ایرانی که بر پایه آموزه‌هایِ «حسین(ع)» بنا شده، بر این اصلِ عقلانی استوار است که اگر هزینه‌ حفظِ هویت، جان باشد، تحمل چنین باری، بر توانِ هیچِ قدرتِ مادی‌ای ممکن نیست. این همان جایی است که «عاطفه ملی» به «عقلانیتِ راهبردی» تبدیل می‌شود. ما با ایرانی روبرو هستیم که در حافظه‌تاریخی‌اش، عبارتِ «از آن به که کشور به دشمن دهیم» را نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان هندسه دفاع ثبت کرده است. در این نگاه، ایثارِ ملی، یک واکنشِ لحظه‌ای نیست، بلکه یک «سیاستِ پیشگیرانه» برای جلوگیری از فروپاشی اجتماعی و آسیب حاکمیت و هویت و تمدن است. همین است که ایران همواره در زادن قهرمانان و پهلوانان توانی کم نظیر دارد. در همین منطق است که شاهد تولدِ «حسین فهمیده» هستیم. او فراتر از یک قهرمانِ نظامی، یک «نقطه کانونیِ تاریخی» است. او با اقتدا به صاحبِ نام خود، از یک «واحدِ انسانی» به یک «جریانِ تمدنی» تبدیل شد. او با شهادت، از فیزیکِ یک تن به ابعادِ ۹۰ میلیون جمعیت و فراتر از آن، به یک «واقعیتِ جهانی» بدل گشت. اگر او اهل جبهه و جهاد و شهادت نبود، یک فرد بود که همچنان که زاده شده بود، می مرد و تمام می شد اما او با «بازآفرینی در شکوهِ شهادت»، به یک «معلمِ استراتژیک» برای تمامِ نسل‌هایِ مقاومت تبدیل شد. او نشان داد که «شهادت»، نه یک پایان، بلکه یک «فرآیندِ تکرارپذیرِ قدرت» است که اثرگذاریِ آن، مدام در زمان، صعودی و افزاینده می‌شود. امروز، این «پیوستگیِ حماسی»، در هیئت و قامتِ ۱۶۸ دانش‌آموزِ شهیدِ میناب، در برابرِ جهان بازآفرینی می‌شود. اگر در جنگ‌هایِ کلاسیک، «صدایِ انفجار» و «قدرتِ تانک» تعیین‌کننده است، در این نبردِ تمدنی، ما شاهدِ نوعی «جنگِ معنایی» هستیم. این کودکان، بدونِ نارنجک، اما با «مظلومیتِ پیروزمندانه»، ضربه‌ای به کانونِ قدرت‌هایِ باطل زدند که از هر انفجارِ هسته‌ای ویرانگرتر بود. کوله زخمیِ آن‌ها، به عنوان یک «سفیرِ بی‌‌زبانِ حقیقت»، از سطحِ محلی به سازمانِ ملل و به وجدانِ جهانی رسید. پیامی که بی نیاز به ترجمه، به همه وجدان های زنده جهان فهم می شد. این، همان «سیاستِ راهبردیِ مقاومت» است، زمانی که «مظلومیتِ اخلاقی»، بر «قدرتِ سختِ نظامی» پیروز می‌شود و فرآیندِ «فتح‌الفتوح» را رقم می‌زند. دانش‌آموزانِ مدرسه شجره‌طیبه در میناب، ادامه دهندگانِ همان مسیری هستند که در خونِ حسین فهمیده آغاز شد. آن‌ها با «شهادتِ معصومانه»، به جهان ثابت کردندند که ایران، کشوری نیست که با تهدیدِ جنگ، تسلیم شود؛ بلکه ایرانی است که با «ایثارِ هوشمندانه»، معادلاتِ جنگ را تغییر می‌دهد. این تغییر هم از مسیرِ «برخاستنِ دوباره‌ فهمیده‌ها» رقم خواهد می خورد. ما با ترکیبی از «حماسه خون» و «عقلانیتِ ایستادگی»، نشان داده‌ایم که قدرت‌هایِ جهانی می‌توانند در میدانِ فیزیکی ضربه بزنند، اما هرگز نمی‌توانند بر «اراده تمدنیِ» ملتی که مرگ را در راهِ زندگی، یک «فتحِ بزرگ» می‌بیند، پیروز شوند.

نویسنده
مدیریت سایت
مطالب مرتبط
  • نظراتی که حاوی حرف های رکیک و افترا باشد به هیچ عنوان پذیرفته نمیشوند
  • حتما با کیبورد فارسی اقدام به ارسال دیدگاه کنید فینگلیش به هیچ هنوان پذیرفته نمیشوند
  • ادب و احترام را در برخورد با دیگران رعایت فرمایید.
نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!