قدیم ها، نه خیلی قدیم ها، بچه ها قلک داشتند. پولی که می گرفتند را در آن می ریختند و به نوعی پس انداز شکل می گرفت. در همین بازار بیرجند کلی مغازه بود که قلک های پلاستیکی و سخالی و سفالی داشتند اما امروز فکر نمی کنم از آن اثری باشد چون خبرها ضد آن است. یعنی ضد پس انداز. ضد فرهنگی که قلک را نماید آینده نگری و کلاس تدبیر فردا می دانست. امروز، کاهش شدید ارزش پول ملی، علاوه بر اقتصاد، فرهنگ دیرپای ما را هم مورد هدف قرار داده است. هم اعتبار از مال ما برده و هم از باورهای کهن و فرهنگ زندگی ساز ما. همان که درس می کردند بزرگتر ها برای ما که باید حواس تان به فرداهای روزگار باشد. می گفتند نیم دخلت را پس انداز کن برای روزهای مبادا که ناغافل میرسد و انسان را غافلگیر میکند. میگفتند و حکمتش را بعداً تجربه میکردیم اما امروز با طوفانی که در صفرهای ریال افتاده است، فرهنگ پس انداز دیگر معنا ندارد. قلک به خاطره های دور رفته است و سپرده گذاری در بانک هم جز باد بستن به داشته های خود معنایی ندارد. هرچه هم این مثلاً پس انداز و سپرده گذاری طولانی تر شود، ضررآن افزون تر خواهد شد. دردناک و تلخ است اما واقعیت دارد که ریال پولی است که اگر پس انداز کنی خرج کرده ای و اگر خرج کنی پس انداز شده است. خاک و حتی خس و خاشاک هم بخری ارزش ریالی آن افزون می شود چون ریال با کاهش ارزش مواجه است. با این اوضاع، دیگر لازم نیست پدر و مادرها از فرهنگ پس انداز و سپرده گذاری بگویند. اتفاق باید یاد بدهند هر لحظه ای که پول به دست تان آمد، در لحظه آن را خرج کنید. هرچه بخرید سود کرده اید. به همین خاطراست که شاهد ظهور پدیده های مجازی هستیم که آنلاین طلا خرید و فروش می کنند آن هم در کمترین میزان ممکن. حالا این بازار چقدر مطمئن است و سرمایه گذاری از چه امنیتی برخوردار است مسئله دیگری است که امید واریم جواب آن هم روشن و آرامش بخش باشد. به هر حال امروز دیگر چیزی به نام پس انداز و حتی سپرده گذاری به معنای قدیمی آن وجود ندارد. باشد هم جز تحمل روزانه خسارت مفهومی نخواهد داشت. این جاست که می بینیم کاهش ارزش پول ملی فقط ضربه اقتصادی نمی زند، زیان فرهنگی و اجتماعی از آن هم بدتر است اما… .