صف های طولانی در جایگاه های سوخت خراسان جنوبی اکنون با یک تحلیل آماری بحث برانگیز روبرو شده است که ریشه ازدحام را نه در ناترازی توزیع بلکه در رفتار مصرف کنندگان جستجو می کند. بر اساس داده های رسمی مدیریت پخش فرآورده های نفتی استان، 75 درصد مراجعانی که از کارت های آزاد استفاده می کنند، متهم به ارائه درخواست غیر واقعی هستند. اما این آمار بر اساس چه مستنداتی اعلام میشود؟
مدیر شرکت پخش فرآورده های نفتی خراسان جنوبی مدعی شد که طبق پایش های انجام شده تنها بیست و پنج درصد از تقاضاها برای استفاده از کارت سوخت آزاد در جایگاه ها بر مبنای نیاز واقعی است. این اظهارات صریح به معنای آن است که از نظر مدیریت کلان سوخت استان اکثریت مطلق مراجعان با وجود داشتن سهمیه در کارت شخصی خود همچنان به صف های طولانی کارت های آزاد دامن می زنند و عامل اصلی ترافیک در مجاری عرضه هستند. محمدرضا عابدانی از وضعیت مطلوب ذخیره سازی و تامین روزانه یک میلیون و چهارصد هزار لیتر نفت گاز و بیش از یک میلیون و سیصد هزار لیتر بنزین در سطح استان می گوید. او تاکید دارد که سوخت استان از مبادی استراتژیک مانند بندرعباس و اصفهان و یزد به طور مستمر تامین می شود و حتی برای نیروگاه های گازی نیز سهمیه های جدیدی از مسیر خراسان رضوی تخصیص یافته است تا بن بست انرژی در زمستان شکسته شود. اما گره اصلی و چالش برانگیز در بخشی نهفته است که وی هفتاد و پنج درصد کاربران را به استفاده غیرضروری از کارت های جایگاه متهم می کند.
نکته تامل برانگیز و محل تردید جدی در این تحلیل آماری نحوه احراز دقیق نیاز واقعی از سوی سامانه های نظارتی است. عابدانی در حالی این آمار قاطع را ارائه می دهد که هیچ اشاره ای به ضریب خطای سیستم های هوشمند و فرسودگی سخت افزارهای موجود نمی کند. در دنیای تحلیل داده این سوال مطرح می شود که اگر زیرساخت های ارتباطی جایگاه ها با مرکز دچار اختلال لحظه ای باشد یا تراشه های کارت های شخصی به دلیل کیفیت پایین دچار سوختگی شده باشند سامانه چگونه این کاربران را از صف نیاز واقعی خارج می کند؟ آیا ممکن است شهروندانی که به دلیل نقص فنی کارت شخصی قادر به سوخت گیری نیستند در آمارهای مدیریتی به اشتباه به عنوان متقاضیان غیرواقعی طبقه بندی شده باشند؟ یا چطور پایش شده افرادی سهمیه خود را حفظ و نیازشان را با کارت های اضطراری یا آزاد تامین می کنند؟ این تردید زمانی پررنگ تر می شود که بدانیم یک مصرف کننده عاقل معمولاً ترجیح می دهد از سهمیه موجود در کارت خود استفاده کند مگر آنکه مانعی تکنولوژیک یا غیر قابل پیش بینی در کار باشد. ارائه آمارهای بخشی بدون شفاف سازی درباره نقص های احتمالی زیرساخت ها می تواند اعتماد عمومی را به شدت خدشه دار کند. در شرایطی که تامین سوخت با هزینه های گزاف حمل و نقل انجام می شود مدیریت هوشمند باید فراتر از برچسب زدن به رفتار مصرف کننده به دنبال رفع گره های فنی در گلوگاه های توزیع باشد تا شکاف میان آمار رسمی و واقعیت های جاری در صف های طولانی جایگاه ها پر شود.